کوچک اما پُر درد
02 شهریور 1399 توسط محدثه الفتی
تند تند راه میرفتم تا به قرارم برسم، خیلی دیر شده بود. تصمیم گرفتم خیابان اصلی را رها و از سمتِ کوچه و پس کوچهها، مسیر را کوتاه کنم. وارد اولین کوچهی سمتِ راست شدم. شلوغ بود و مردم گروه گروه به طرفِ انتهای کوچه میرفتند. از صداهایی که به گوش میرسید،… بیشتر »